مدت‌هاست هنر دیگر محدود به بیان مضامین زیبایی‌شناختی نیست. هنر این ظرفیت را دارد که به بستری برای بیان مسائل اجتماعی و سیاسی تبدیل شود. در این بستر هنرمند مخاطب را به برخورد ذهنی و کنش انتقادی نسبت به اثر دعوت می‌کند.


هنر اعتراضی که از آن به‌عنوان هنر کنشگرا نیز یاد می‌شود، با نشانه گرفتن مشکلات جامعه و در سطحی بالاتر جهانی، نقشی آگاهی‌بخش دارد و با به چالش کشیدن ذهن افراد، به دنبال مشارکت عمومی و خروج آنان از انفعال است. اعتراض یا تظاهرات یک فرد یا گروه اغلب به‌منظور طرح یک بیانیه سیاسی است. ابزاری برای ابراز عقیده توسط کسانی که فاقد قدرت سیاسی برای به چالش کشیدن حکومت از طریق روش‌های سنتی هستند. هنر اعتراضی با استفاده از تکنیک‌های رسانه‌ای مانند بیلبوردها، پوسترها و تبلیغات، فضایی را برای شنیده شدن صدای اقلیت‌ها و مشکلات آن‌ها فراهم می‌کند. این هنر می‌تواند شامل اینستالیشین آرت، پرفورمنس، هنر خیابانی و گرافیتی باشد و از چهارچوب‌های هنرهای تجسمی و رسانه خارج شود. هرچند امروزه با ظهور شبکه‌های اجتماعی، هرکس فارغ از دانش هنری، می‌تواند در قالب یک کنشگر، هنر اعتراضی را با یک پست یا توئیت به اشتراک بگذارد.

از دیدگاه تاریخ‌نگاری شاید نتوان زمان مشخصی را به ظهور هنر اعتراضی نسبت داد. بهرنگ صمدزادگان منتقد هنری، معتقد است ریشه‌های آن را می‌توان در اروپای قرن شانزدهم یا اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، هم‌سو با انقلاب‌ها مشاهده کرد (کلانتری، 1401). هرچند شاید بتوان هنرمندان دادا را از پیشگامان هنر اعتراضی قلمداد کرد. از گذشته، تظاهرات روشی برای بیان مخالفت با سیاست حکومت‌ها بوده است. در این میان چاپگران با ثبت تصاویر، رویدادهای مهم تاریخی را ماندگار کرده‌اند. از نمونه‌های اولیه آن “کشتار بوستون” اثر پل ریور1 در سال 1770 است که پنج سال قبل از وقوع انقلاب آمریکا، بوستونی‌های مستعمره را در مقابل کت قرمزهای بریتانیا نشان می‌دهد (دون و دیگران، 2021). در سراسر قرن نوزدهم، چاپ تصاویر در انتشار اطلاعات شورش‌های سیاسی یک ضرورت باقی ماند.به دنبال شکست فرانسه در جنگ فرانسه و پروس و سقوط ناپلئون سوم، هزاران نفر از مردم پاریس از طبقه کارگر، علیه دولت جدید سلطنتی مستقر در ورسای شورش کردند. هنرمند و تصویرگر بریتانیایی، آرتور بوید هوتن2 در آن زمان در پایتخت فرانسه بود؛ نقاشی‌های او که به‌صورت حکاکی روی چوب در مجلاتی مانند گرافیک و هفته‌نامه هارپر منتشر شد، به مخاطبان انگلیسی و آمریکایی کمک کرد تا قیام را تجسم کنند. این تصویر با سنگری از کالسکه‌های واژگون و مبلمان به نماد و ابزاری قدرتمند برای انقلابیون پاریس تبدیل شد (همان).هنر و سیاست بیش از هر زمان دیگری در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم درهم‌تنیده بود (سمیع آذر، جلد اول، 1399). به دنبال نابسامانی‌های پس از جنگ در اروپا، بسیاری از هنرمندان به آمریکا مهاجرت کردند. گفتمان غالب هنر بعد از جنگ، ماهیت چپ‌گرایانه متأثر از سوسیالیسم داشت و مبتنی بر قرائت‌های مختلف از امپرسیونیسم و کمونیسم بود (همان).

تابلوی “تمدن آتلانتیک” اثر آندره فوژرون یکی از نقاشان چپ‌گرای فرانسه، رویکردی انقلابی دارد. در مرکز تابلو چهره متمول بورژوا در کنار اتومبیل، نمادی از رفاه است که انسان‌های تحت ظلمِ نژادپرستی، فقر و بی‌عدالتی در اطرافش دیده می‌شوند. علاوه بر هنرمندان اروپایی ساکن آمریکا، نقاشان واقع‌گرای انقلابی مکزیک هم‌چون خوزه کلمنته اوروزکو و دیه‌گو‌ریورا، به خاطر نقاشی‌های دیواری، الهام‌بخشِ عصر خود بودند. جنبش‌های اعتراضی آمریکا در دهه 1960 نیز هنرمندان را تشویق به استفاده از چاپ‌ برای پاسخ به رویدادهایی که تصاویر آن‌ها را در مجلات و تلویزیون می‌دیدند، کرد. در سال 1964 اندی وارهول به کنایه عکس چاپی را که نشان‌دهنده راهپیمایی مسالمت‌آمیز سیاه‌پوستان بود، “شورش نژادی” عنوان کرد. بر اساس این عکس که در ماه مِی 1963 در مجله لایف منتشر شد، مردان غیرمسلح توسط سگ‌های پلیس در بیرمنگام آلاباما موردحمله قرار می‌گیرند (دون و دیگران، 2021).


در پی ورود آمریکا به جنگ با ویتنام، دهه 60 و 70 میلادی توأم با آثار هنرمندان ضد جنگ شد. در سال 1966 گوردن پارکس تصویری از محمدعلی کلِی ثبت کرد؛ مشت‌های او در باندهای سفید پیچیده شده و در پس‌زمینه تاریک اتاق می‌درخشد.


حالت درون‌گرای کلِی کنایه از مبارزی است که از جنگیدن سر باز زده است. او به‌عنوان نماد زمانه‌اش مخالف جدی جنگ آمریکا با ویتنام بود. مِی استیونز هنرمند و فعال منتقد مردسالاری و نژادپرستی در مجموعه آثار دَدی بزرگ3، علیه آمریکا به دلیل ورود به جنگ حملات بسیاری دارد. رفراندوم دهه 70 ویتنام، گروه ضد جنگ مستقر در کمبریج بود که رأی فوری خروج ویتنام را دنبال می‌کرد. پوستر یکی از ابزارهای تبلیغی آن‌ها بود.


به‌تدریج هنر اعتراضی در قالب هنر مفهومی ظاهر شد؛ شاید اولین تلاش‌های هنرمندان معناگرا را در اواخر دهه 70 میلادی و پس‌ازآن بتوان مشاهده کرد، جایی که گزاره‌های کلامی جایگزین تصویر و شکل شدند. جنی هولتزر4 از پیشگامان نسل دوم هنر مفهومی، رویکردی متن‌محور داشت. برخی نیز مانند باربارا کروگر5 عبارات کلامی را همراه با تصاویر به کار می‌بستند، در هر دو مورد مفهوم نوشتارها به مضامین انسانی، اجتماعی و سیاسی اشاره داشت. اولین آثار جنی هولتزر تحت نام “بدیهیات” بدون امضا و در اماکن عمومی به‌صورت پوستر بین سال‌های 1977 تا 1979 توجه‌ها را به خود جلب کرد. در حدفاصل سال‌های 1979 تا 1982 مجموعه عبارات کلامی تحت عنوان “نوشتارهای آتشین” با مضامین قدرت، جنسیت، جنگ و مرگ منتشر شد. آثار هولتزر در عرصه‌های گسترده‌تر مانند بیلبوردهای خیابانی و تابلوهای الکترونیکی، نمایش با نور لیزر یا LED بر بدنه ساختمان‌ها و دیگر فضاها ظاهر شد. او در سال‌های اخیر از متونی حاوی افشاگری‌هایی از نقض حقوق بشر مانند اسناد محرمانه ارتش آمریکا در مورد شکنجه زندانیان توسط سربازان آمریکایی در زندان ابوغریب برای نوشتارهای خود استفاده کرده است (سمیع آذر، جلد دوم، 1399).


در دهه 80 میلادی پوسترهایی با هدف افزایش آگاهی پیرامون بیماری ایدز و ناکارآمدی دولت آمریکا در مواجهه و کنترل آن طراحی شد. در سال 1987 دونالد موفت6 پوستری از رونالد ریگان رئیس‌جمهور آمریکا در مخالفت با ناکامی دولت وی در واکنش مؤثر به همه‌گیری ایدز طراحی کرد. اما شاید معروف‌ترین آن اثر کیت هرینگ7 هنرمند خیابانی در سال 1989 باشد.


از میان شیوه‌های بیان هنری اعتراض، گرافیتی بیشتر عامه‌پسند است. گرافیتی به تصاویر یا حروف به‌کاربرده شده در اماکن عمومی بر روی سطوحی نظیر دیوارها یا پل‌ها که قابل‌رؤیت باشند گفته می‌شود. اسپری‌های رنگی یا شابلون زدن برای چاپ تصاویر روی دیوار، دو روش متداول در گرافیتی است. هنر گرافیتی را به‌صورت شعارنویسی و چاپ چهره‌های سیاسی در دوران قبل از انقلاب در ایران بسیار دیده‌ایم. یکی از هنرمندان مطرح گرافیتی که هویتش همچنان ناشناخته مانده، بنکسی8 است.


“دختری با بادکنک” با سادگی چشمگیر یکی از شناخته‌شده‌ترین تصاویر خلق‌شده توسط بنکسی است. این نقاشی دیواری برای اولین بار در خارج از مغازه شوردیچ در سال 2002 و بعداً در بانک جنوبی لندن در همان سال کشیده شد.

این اثر دختر کوچکی را به تصویر می‌کشد که دستش به‌طرف بادکنک قرمز و قلبی شکل آویزان از نخ، دراز شده است. مانند بسیاری از آثار بنکسی، تصویر مبهم است و مشخص نیست که آیا دختر دستش را دراز کرده تا بادکنک را بگیرد (نشان از جنب‌وجوش دوران کودکی) یا اجازه داده از انگشتانش بلغزد و با ناراحتی آن را تماشا می‌کند. شاید بتوان آن را کنایه‌ای از، از دست دادن اجتناب‌ناپذیر کودکی و بی‌گناهی تفسیر کرد. بادکنک قرمز، به‌عنوان تنها نقطه رنگی، نماد کهن‌الگویی از دوران کودکی و آزادی و تداعی‌کننده معصومیت، رؤیا، امید و عشق است. در آگوست 2005، تیم بنکسی از فلسطین بازدید و در آنجا هفت نقاشی دیواری بزرگ را روی دیوار حائل نقاشی کردند. بنکسی معتقد است این دیوار، فلسطین را به بزرگ‌ترین زندان باز جهان تبدیل می‌کند.

اثر دیگری از بنکسی به نام “خوش‌آمد گویی فصل9” در سال 2019 اشاره به آلودگی هوا و ذرات معلق ناشی از کارخانه فولاد در شهر پورت تالبوت دارد. این گرافیتی پسر کوچکی را با سورتمه در لباس زمستانی به تصویر می‌کشد که زبانش را بیرون آورده تا چیزی را که به نظر می‌رسد دانه‌های برف در حال ریزش است، بگیرد؛ نیمه دیگر تصویر – که در گوشه‌ای نقاشی شده است – آتش یک زباله‌دان را نشان می‌دهد که دود و خاکستر منتشر می‌کند (میتمن، 2019).


یکی از پیشروترین هنرمندان معاصر چینی، آی‌وی‌وی10 است که آثارش همواره با کنایه‌های اجتماعی و سیاسی همراه بوده است. از دیدگاه او هنر در ارتباط با رنج و اندوه مردم است و اگر نتواند احساس ناخوشایند و تکان‌دهنده در مخاطبش برانگیزد، ارزش خلق کردن ندارد. آثار وی از دوران کودکی‌اش به سبب تبعید در اردوگاه‌های کار اجباری از سوی حزب کمونیست چین تأثیر می‌گیرد. یکی از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آثار او، مجموعه پروژه‌های “قانون سفر11” است که به زمان حضور او در اردوگاه‌های پناهندگان در جزیره یونانی لزبوس اختصاص دارد. آی‌وی‌وی کار خود را بر حمایت از حقوق بشر پناهندگان و مستندسازی آوارگی و وضعیت غم‌انگیز آن‌ها متمرکز کرد. قانون سفر، یک قایق لاستیکی بزرگ به طول 60 متر است که تقریباً 300 پیکر بی‌چهره غول‌پیکر را در خود جای داده است. قایق نجات و سرنشینان آن همگی سیاه‌رنگ هستند و توسط همان شرکتی که قایق‌های پناه‌جویان برای گذر از دریای خطرناک مدیترانه را می‌سازد، تولید شده‌اند (داویدسون، 2018).


آی‌وی‌وی این اثر را ابتدا در موزه ملی پراگ، پایتخت چک که هیچ پناه‌جویی را نمی‌پذیرد و سپس در استرالیا به نمایش گذاشت.


در مسیر تحولات هنر اعتراضی تا امروز، مد نیز با ظرفیت‌های خود، بستری برای بیان اعتراضات سیاسی، تبعیض نژادی، دفاع از حقوق زنان و چالش‌های زیست‌محیطی بوده است. خرده‌فرهنگ‌ها که از تمایل به اعتراض علیه فرهنگ جریان اصلی زاده می‌شوند، از اشکال واقعی جنبش‌های اعتراضی هستند. این جنبش‌ها که در زمان ناآرامی‌های اقتصادی یا درگیری‌های جهانی به دنبال دفاع از حقوق افراد آسیب‌دیده هستند، سبب توسعه خرده‌فرهنگ‌ها می‌شوند. از تأثیرگذارترین خرده‌فرهنگ‌ها می‌توان به جنبش هیپی‌ها و پانک‌ها اشاره کرد. هیپی‌ها در اعتراض به جنگ ویتنام در دهه 60 و اوایل دهه 70 میلادی، پیام‌آور صلح بودند. نگرش تمسخرآمیز و موضع تهاجمی ضداستبدادی پانک‌ها در دهه 70 میلادی نیز موجی از شوک و حیرت در رسانه و جامعه ایجاد کرد.


می‌توان گفت چاپ متن روی تی‌شرت، نخستین شیوه بیان اعتراضات در بستر مد بود. در سال 1948 اولین تی‌شرت سیاسی در کمپ تبلیغاتی توماس دیویی13، کاندید ریاست جمهوری آمریکا تولید شد.


در دهه 80 میلادی لباس‌های حاوی پیام‌های سیاسی از طریق آثار طراحان فعال مانند ویوین وست‌وود و کاترین همنت14 در معرض دید قرار گرفت. همنت معتقد است چاپ کردن متن با حروف درشت روی تی‌شرت از راه‌های انتقال پیام به جامعه است. “انتخاب زندگی15” اولین کمپین شعاری کاترین در سال 1983 با الهام از اصل آیین بودیسم بود. انتخاب زندگی به معنای داشتن یک زندگی خوب و معنادار و تغییر جهان به سمت بهتر شدن آن است. او هم‌چنین در سال 1984 با پوشیدن لباسی با عبارت ضد هسته‌ایِ “58 درصد مخالف پرشینگ16” در ملاقات با مارگارت تاچر نخست‌وزیر بریتانیا، اعتراض خود را نسبت به رویکردهای سیاسی تاچر نشان داد.


الکساندر مک‌کوئین در کالکشن پاییز/زمستان 1995 به موضوع پاک‌سازی قومی ارتش بریتانیا در ارتفاعات اسکاتلند در طول قرن‌های هجدهم و نوزدهم میلادی پرداخت. حسین چالایان، طراح بریتانیایی – ترک قبرسی، در سال 2000 کالکشنی به نام “پس‌واژه‌ها” به نمایش گذاشت. این مجموعه بر نیاز جمع‌آوری هرچه بیشتر وسایل شخصی هنگام فرار از خانه‌های جنگ‌زده متمرکز بود.


مدل‌ها، روکش مبلمان را به لباس و صندلی‌ها را به چمدان تبدیل کردند. ویوین وست‌وود طراح سبک بانک، یک فعال محیط‌زیست و مبارز است. او کمپین انقلاب اقلیمی خود را در مراسم اختتامیه پارا-المپیک لندن در لباسی با متن “انقلاب اقلیمی17” در سال 2012 راه‌اندازی کرد. او یک مانیفست به نام مقاومت فعال نوشته است که محرکی برای نجات کره زمین برای نسل‌های آینده به شمار می‌آید. وست‌وود علاوه بر مسائل زیست‌محیطی، به سیاست نیز بی‌تفاوت نیست. در سال 2020 در پی دستگیری جولین آسانژ، روزنامه‌نگار و از بنیان‌گذاران سایت ویکی لینکس، تظاهراتی در لندن به راه انداخت (پتون،2020). وست‌وود یک کت‌وشلوار زرد قناری در استایل پانک پوشیده و خود را در یک قفس بزرگ سه متری حبس کرد. قناری در قفس، نمادی از اعتراض‌های پیشین او نسبت به استفاده کارگران معدن زغال‌سنگ از قناری‌ها به‌عنوان ابزاری برای تشخیص گازهای سمی در معدن بود. مرگ هر قناری یک سیگنال برای وجود گازهای سمی است.


کریستوفر شنون18 در کالکشن پاییز/زمستان 2015 با استفاده از آثار باربارا کروگر به نقد فرهنگ مصرف‌گرایی پرداخت. لباس‌هایی با عنوان “شکست” و “من را نجات دهید” در تایپوگرافی یادآور کوکاکولا و فروشگاه‌های زنجیره‌ای تسکو است.


کالکشن بهار/تابستان 2015 شنل با پیام‌های فمینیستی خود سروصداهای بسیاری به راه انداخت. این مجموعه با توجه به دیدگاه کارل لاگرفلد، مدیر خلاقیت شنل، در صنعت مد نسبت به ارائه تصویری جنسیتی از زنان، تا حدی کنایه‌آمیز قلمداد شد. این رویداد به دلیل تضعیف فعل اعتراض، به‌منظور فروش محصولات موردانتقاد قرار گرفت. تبلیغ یک بیانیه در قالب محصولات مستلزم دیده شدن حداکثری از سوی عموم مردم است. پیامد آن افزایش مصرف‌گرایی است که خود مقوله‌ای قابل‌اعتراض است. ماریا گراتسیا چیوری اولین مدیر خلاقیت زن برند دیور، طراحی فمینیسم است و در غالب آثارش رویکردی زنانه دارد. در کالکشن بهار/تابستان 2017 تی‌شرتی با پیام “همه باید فمینیسم باشیم” به نمایش گذاشت که سبب جذب طرفداران فمینیسم شد.


برند پرابال گرانژ19 در مجموعه پاییز/زمستان 2017 تیشرت‌هایی با الهام مستقیم از تظاهرات زنان نیویورکی در ماه مارس در واکنش به سخنان دونالد ترامپ طراحی کرد. تیشرت‌ها حاوی جملاتی مانند “من یک مهاجرم”، “ذهن ما، بدن ما، قدرت ما” و “انقلاب مرزی ندارد” بود.


برخی از منتقدین بر این باور هستند که امضای یک طومار، ری‌توئیت کردن هشتگ یا پوشیدن یک تی‌شرت به تنهایی کافی نیست و برای کنشگر واقعی بودن “باید چیزی داشته باشید که ناگزیر از آن دست بکشید.” برندهای بزرگ به‌عنوان یک ایدئولوژی در پشت نقاب اعتراض، کنش‌ها را تجاری‌سازی می‌کنند و با ورود محصولات به بازار انبوه، بیانیه‌های اعتراضی به بیانیه‌های پوشالی و گاه سطح پایین تنزل می‌یابد. بنابراین اگر نگاه مد به هنر اعتراضی به‌عنوان ابزاری برای تبلیغ محصولات و دستیابی به فروش بیشتر باشد، نمی‌توان آن را بستر مناسبی برای کنش جامعه به‌حساب آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *