هفته مد پاریس تابستان ۲۰۲۵ بار دیگر جایگاه پاریس را بهعنوان پایتخت بیچونوچرای مد دستدوز (Haute Couture) تثبیت کرد. اما فراتر از لباسهای خیرهکننده و برندهای لوکس، این فصل به صحنهای برای تأمل در هویت، فناوری و احساس بدل گردید. فضایی که در آن، مد نه فقط بهعنوان هنر، بلکه بهمثابهی زبان زمانه و واکنشی انسانی به جهان معاصر جلوهگر شد.
طراحان مطرحی چون دمنا برای بالنسیاگا، که آخرین حضورش به عنوان مدیر خلاق در این برند بود، دنیل رزبرری برای اسکیاپارلی، گلن مارتنز برای مزون مارجلا و برند نوظهور اما تأثیرگذار «رابرت وون» با خلاقیت و درک عمیق از تحولات فرهنگی و اجتماعی، مرز میان سنت و نوآوری را درنوردیدند. در این هفتهی مد، مخاطب تنها تماشاگر لباس نبود؛ بلکه با مفاهیم، حافظه و آیندهای ممکن از طریق طراحی روبهرو شد.
بازگشت احساس و فردیت به طراحی
در این دوره از هفته مد پاریس، بسیاری از طراحان بهجای تأکید صرف بر فرم یا تکنیک، تمرکز خود را بر انتقال تجربهای انسانی، عاطفی و درونی گذاشتند. لباسها به ابزار بیان شخصی تبدیل شدند؛ نه فقط از نظر ظاهر، بلکه از منظر احساسی و معنایی.
در مجموعهی اسکیاپارلی، دنیل رزبرری با بهرهگیری از تزئینات چشمگیر، ساختارهای تئاتری و ارجاعات به هنر کلاسیک، روایتی بصری و احساسی خلق کرد. لباسها با دوختهای دستی دقیق و فرمهایی متحرک میان خیال و واقعیت، مخاطب را به تجربهای درونی دعوت میکردند. یکی از شاخصترین عناصر این مجموعه، قلب بزرگ قرمز و برجستهای بود که روی سینهی طراحی شده بر پشت یکی از مانکنها قرار گرفته بود؛ این تصویری استعارهای از آسیبپذیری، عشق و قدرت زنانه بود که بلافاصله به تصویری ماندگار از این هفته مد بدل شد.
فناوری در خدمت زیباییشناسی
پیشرفتهای فنی و نوآوریهای متریالی در هفته مد پاریس امسال نقش محوری داشتند. دمنا در مجموعهی بالنسیاگا، لباسهایی را عرضه کرد که از منسوجات سبکوزن اما بسیار مقاوم ساخته شده بودند. این طراحیها ظاهری ساختارمند و گاهی زمخت داشتند، اما در واقع از پارچههایی با فناوری بالا تهیه شده بودند که احساس آزادی حرکت و راحتی را فراهم میکردند.
در کنار آن، دنیل رزبرری در اسکیاپارلی نیز نشان داد که فناوری میتواند به شکل شاعرانهای با هنر تلفیق شود. او در برخی از لباسهای خود از مواد پیشرفتهای مانند فایبرهای سبک شفاف و پرینت سهبعدی برای تزئینات ظریف بهره گرفت. این نوآوریها نهتنها بر زیبایی بصری افزودند، بلکه نشان دادند که تکنولوژی نیز میتواند حامل احساس و معنا باشد.
گلن مارتنز در مزون مارجلا با استفاده از تکنیکهای مدولار، ساختارهای چندلایه و نگاه زیستمحیطی، درک عمیق خود را از نیازهای مد معاصر به خوبی نشان داد. لباسهایی که قابلیت جدا شدن، تغییر شکل و ترکیب داشتند، مفهومی از تطبیقپذیری انسان معاصر را به نمایش گذاشتند.
فضاسازیهای احساسی؛ وقتی صحنه هم روایتگر میشود
نمایش برند میسون مارجلا یکی از تأثیرگذارترین اجراهای هفته مد بود. صحنهپردازی این نمایش، فضایی سرد و صنعتی با متریالهایی چون فلز، شیشههای ماتشده و کفهای بتنی داشت که با نورپردازی دقیق و کنترلشده، حسی از بیزمانی و گسست از واقعیت ایجاد میکرد. دعوتنامههای این مزون نیز بهشیوهای نامتعارف ارسال شده بودند: کارتی ساده با پارچهای کهنه و وصلهخورده، گویی از دل گذشتهای فراموششده آمده بود. این بازتابی از نگاه برند به بازسازی، حافظه و مقاومت فرهنگی بود.
در نمایش برند اسکیاپارلی، صحنهپردازی حالوهوایی رازآلود داشت. مدلها در فضایی محو و غبارآلود، میان سایهروشنهای طلایی حرکت میکردند و نوای ویولنسل زنده، حسی اندوهناک اما باشکوه را القا میکرد.
لباس بهعنوان روایت فرهنگی
در هفته مد پاریس ۲۰۲۵، مد به ابزاری برای بازتاب وضعیت فرهنگی و اجتماعی زمانه نیز تبدیل شد؛ جایی که لباسها تنها برای پوشش یا نمایش زیبایی طراحی نشده بودند، بلکه معنا، پیام و هویت را نیز به دوش میکشیدند.
مجموعهی مزوون مارجلا به طراحی گلن مارتنز نمونهای روشن از این رویکرد بود. او با بهرهگیری از پارچههای بازیافتی، تکنیکهای قدیمی مانند وصلهدوزی و ترکیب آن با فرمهای تجربی، نهتنها نگاهی انتقادی به مصرفگرایی داشت بلکه مفهوم خاطره، ترمیم و احیای فرهنگی را نیز به صحنه آورد. لباسها در عین پیچیدگی ساختاری، نشانههایی از زخم، فرسودگی و بازسازی را در خود داشتند؛ همانگونه که هویت انسان معاصر نیز لایهلایه، متأثر از گذشته و درگیر بازتعریف است.
بالنسیاگا نیز در مجموعهی جدید خود با طراحی دمنا، هویت را از زاویهای سردتر اما کاملاً معاصر بررسی کرد. لباسهایی با فرمهای اغراقآمیز، پارچههای صنعتی و اجرای خام و بیپیرایه، به بازنمایی وضعیت انسان در دنیای بیثبات، تکنولوژیمحور و گاه بیچهره پرداختند. این مجموعه بیش از آنکه درباره پوشاک باشد، درباره زندهماندن در جهانی پرتنش و بیقرار بود.
رابرت وون و پوشش بهمثابه بیانیه
برند نوظهور اما تأملبرانگیز «رابرت وون» با مجموعهای درخشان در این هفته مد حضور داشت. طراحیهای این برند تلفیقی از زیبایی خام، نوستالژی آیندهنگر و نگاه فلسفی به هویت بود. وون با استفاده از پارچههای رفلکتیو، ساختارهای غیرمتقارن و چهرههای پوشاندهشده، به مسألهی دیدهشدن و نادیدهماندن پرداخت. لباسهای این برند نه فقط فرم، بلکه نقدی بر وضعیت روانی بشر در عصر دیجیتال بودند.
لاکچری بودن در ناشناس ماندن است
در کنار این طراحیها، مفهومی تازه در میان منتقدان و اندیشمندان مد مطرح شد: «لاکچری بودن در ناشناس ماندن». در دورهای که شبکههای اجتماعی هر لحظهی زندگی را به ویترینی از خودنمایی بدل کردهاند و شهرتهای ناگهانی بدون کنش واقعی شکل میگیرند، برخی طراحان به ایدهی گمنامی و پوشیدگی بهعنوان واکنشی زیباشناختی و فلسفی توجه نشان دادهاند.
نمونههای بارز این تفکر را میتوان در کالکشنهای رابرت وون و مزون مارجلا دید؛ جایی که مدلها چهرههای خود را با نقاب، تور، یا ساختارهای پیچیده پنهان کرده بودند. این نوع طراحی نهتنها مفهومی از حریم شخصی را یادآور میشود، بلکه لاکچری را از عرصهی صرفاً مادی به قلمرو معنوی و مفهومی ارتقا میدهد.
هفته مد پاریس ۲۰۲۵، نقطهی تلاقی میان تکنولوژی، هنر، احساس و پایداری بود. طراحان نشان دادند که مد کوتور میتواند همچنان لوکس و خیرهکننده باشد، اما در عینحال انسانیتر، معناگرا و متفکر نیز بشود. لباسها در این فصل فقط به بدن نمینشستند؛ آنها به ذهن و روح هم نفوذ میکردند. مد، بیش از هر زمان دیگر، به زبان تبدیل شده بود؛ زبانی برای گفتوگو با جهان، با گذشته، و با آینده.
پاریس بار دیگر با هفته مدی که فراتر از زیبایی رفت، نشان داد که چرا هنوز قلب تپندهی مد جهانی است.